تبليغاتX
امام محرومان

امام محرومان

نکته گفته هایی در اندیشه وزندگانی امام موسی صدر

حالا گذشته ها گذشته          و رفته ها رفته اند

و نام جمهوری کافی ست

وگرنه من می دانستم          در فرهنگ ما          همیشه دین بعد از دنیا می آید

گناه هیچ کسی نیست

نه من نه آن سیاست باز          گناه از کسی است که آمد و گفت : اقرا...

گناه از حسین (ع) بود در میان آن همه کوفه

گناه از نهج البلاغه علی (ع) است

وگرنه من می دانستم          که یاوران علی (ع)

همین دین داران اند             که نام دختران شان دنیاست

وگرنه من می دانستم

اسلام فقط به درد کسانی خواهد خورد

که اسباب بازی شان را می خواهند

 

حالا گذشته ها گذشته          و رفته ها رفته اند

و پیرمرد - چشم و چراغ ما -

حالا فقط به دسته گل مقامات خارجی

نگاه می کند با درد

گناه از بچه های تخس نبود          که از ریش پدران شان بالا رفتند

گناه از معاویه ها نبود                  و از طلحه ها و زبیر ها

گناه از ابوذر بود

و از کسی که در کتاب جغرافیا

به اشتباه نوشت : ربذه!

 

حالا گذشته ها گذشته ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  | 

 انگار می کنند حماسه بود به پای صندوق رای کشیدن چندده میلیون ایرانی که فکر می کردند

آرمانهای شان را زنده خواهد کرد !!!

و امتدادی شد بر حماسه مردم فریبی بنی صدر ...

و حالا میرحسین و حمایت بی دریغ بنی صدریون از او ...

و دوباره شعار و شعار و شعار ...

و دوباره دلهای لک زده برای غرب ، جماعتی " خر باور " که انگار نقشی جز گول خوردن ! در

زندگی ایفا نمی کنند !!!

نه پول نفت مهم است و نه آزادی ... مهم در معاش اختلاف روز افزون طبقات جامعه است ...

مهم باور تقابل همیشگی ایران است با امریکا ... که لبخند ما از سیاستی که در قبال به اصطلاح

حقوق بشرمان اتخاذ کرده و بر طبل دروغین دلسوزی برای ما مینوازد ؛ تنها و تنها راه را برای چپاول

ان جنایتکار می گشاید ... اگر گذشته را فراموشمان داده اند ، اگر در توهم ازادی و ثروت و حل تمام

معضلات معاش در تعامل با کفر قرارمان داده اند ؛ اگر به این باور رساندنمان که انقلاب پدران ما و

هدفشان از باز کردن افسار استعمار،اشتباهی محض بود و ما تاوان ندانم کاری شان را میدهیم

 ... اگر و اگر فلان و بهمان ؛ افغان و عراق و فلسطین و لبنان و سودان و سومالی و کشته های

هر روزه پاکستان و ابوغریب و بگرام و گوانتانامو و خلیج کوبا و چه و چه که یادمان هست ...

اخبار خودکشی های مردم مغرب زمین برای زمین خوردن اقتصادی چپاول گر که یک مشت خوک

بر جهان سیطره داده اند که خیلی دور نیست ...

باز هم سینه چاکیم و چاکریم و انگار به ما ازادی نیامده و مهر بردگی بر جبین داریم و ازادی ما را

سنگینی میکند و ارزوی بردگی دوباره با شعار ازادی داریم ...

یادش بخیر ؛ مولای مظلومی که از غفلت لشکرش برابر قران بر نیزه کردن خوارج خون دل می خورد ...

محکومیم به تکرار تاریخ ... و سبز بر دست و گردن و چه و چه کردن جماعتی مضحکه ... برای حمایت از

بازیچه قدرت شده ای ... 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  | 

متن بيانيه رسمی ليبی صادر شده از دبيرخانه وزارت امور خارجه لیبی در تاريخ 17/9/1978

 

امام صدر از شخصيت های اسلامی بزرگ ورهبر شيعيان لبنان محسوب می شود وميان او وليبی روابط محکمی برقرار است که منشأ آن تجليل واحترام نسبت به نقشی است که امام صدر در قلمروهای اسلامی وسياسی در دنيای عرب وجهان اسلام ايفا می کند. وی بارها پيش از اين ليبی ديدار کرده است. در روز 18/7/1978 عصام مکی نماينده امام موسی صدر که در آن هنگام در الجزائر بود، با سفارت تماس برقرار کرد وتمايل امام برای سفر به ليبی را اظهار کرد. سفارت ما در بيروت روز 19/7/1978 استقبال ما را از اين سفر به ايشان ابلاغ کرد. در ديدار کاردار سفارت ليبی با امام، ايشان ضمن اشاره به اشتغالاتش در آن برهه‌‌‌ زمانی پيشنهاد می کند که سفر در نيمه دوم ماه مبارک رمضان صورت گيرد وروز 25/8/1978 را برای سفر تعيین می کنند.

در تاريخ مذکور وی به طرابلس رسيد وبه گرمی مورد استقبال قرارگرفت. در ايام اقامتش ديدارهای متعددی صورت گرفت. سپس امام خواستار گرفتن بليط برای سفر به رم وازآن جا به پاريس شد. لذا کميته مردمی مستقر در فرودگاه بين المللی طرابلس، از خطوط هوايی ايتاليا، آليتاليا، به شماره 881 به مقصد رم برای وی وهمراهانش عباس حسين بدرالدین ومحمد شحاته يعقوب جا رزرو کرد.

چون در اين پرواز صندلی خالی وجود نداشت نمايندگان شرکت آليتاليا بنا به درخواست کميته مردمی فرودگاه خواستار تغيير صندلی دو تن از مسافران درجه يک به درجه توريستی شد كه  تا امام وهمراهانش بتوانند در قسمت درجه يک قرر بگيرند. اين دومسافر آقای فالنتی کارمند شرکت آليتاليا درطرابلس وخانم دونسلمان از ايتاليا بودند.

امام صدر با پرواز شماره 881 خطوط هوايی آليتاليا روز پنجشنبه 28 رمضان 1398 هـ در ساعت 15/8 شب عازم رم شد. برادر احمد خطاب از دفتر ارتباطات عربی در کنگره عمومی خلق ونماينده کميته مردمی فرودگاه ونماينده شرکت حمل ونقل آليتاليا او را بدرقه کرد.

ساعت 10 صبح روز 12/9/1978 م نماينده شرکت آليتاليا در طرابلس تلگرافی را از مدير منطقه ای شرکت مذکور در بيروت دريافت کرد ودر آن جويای احوال مسافران پرواز 881 در تاريخ 31/8/1978 موسی، يعقوب وعباس شد. در پاسخ نماينده شرکت آليتاليا در طرابلس تلگرافی را در ساعت 5/14 همان روز فرستاد وتأکيد کرد که امام موسی صدر وشيخ محمد يعقوب وعباس بدرالدين با  پرواز آليتاليا به شماره 881 در تاريخ 31/8/1978 م طرابلس را به سوی رم ترک کرده اند.

دبيرخانه وزارت امور خارجه ضمن تأکيد بر روابط برادرانه واستوار که ميان امام موسی صدر واين دولت بوده است واحترام فراوانی که برای امام قائل است، اعلام می کند که امام طرابلس را به قصد رم ترک گفته است وتأکيد می کند که شايعاتی را که برخی از مراکز مشکوک ومغرض می پراکنند، با هدف بر هم زدن اوضاع لبنان- اين آخرين پايگاه انقلاب فلسطين- صورت می گيرد. از اين رو جمهوری ليبی با تمام قوا در کنار نيروهای اسلامی ومترقی برای روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر ونجات جان وی وهمراهانش می کوشد. در اين خصوص ما در ارتباط مدام دولت ايتاليا هستیم که امام صدر با يکی از پروازهای آن بدان جا سفرکرده است ودولت ليبی به اين قضيه اهميت فراوانی می دهد."

                   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  | 

می گفتند (( وقتی آیت الله صدر را می بینی٬انگار رسول اکرم(ص) را ملاقات کرده ای.))

موسی بسیار شبیه پدر بود . . .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  | 

((چه خبر از دوست عزیز ما؟)) صدای آیت الله بهشتی بود.خبر را از رادیو شنید و با عجله با خواهر زاده

امام موسی در المان تماس گرفت.گفت((بالاخره این برادر عزیز ما بر سرش آمد ان چیزی که نگرانش

بودیم؟!))

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  | 

حديث جهاد امام موسى صدر و روايت تحولى كه او ايجاد كرد از زبانى بهتر از زبان ياورش، زبان همراهش، هم رزمش، شهيد دكتر مصطفى چمران ممكن نيست كه بازگو شود. اى كاش در اين همايش گفته‏هاى شهيد چمران بازگو مى ‏شد و به بهترين شكل امام موسى معرفى و شناخته مى ‏شد و تقاضاى شخصى من همين بود كه برادر ارجمند آن شهيد ما را با لبنان، با امام، با تحولاتى كه ايجاد كرد، با حركتى كه امام موسى صدر ايجاد كرد، با نهضتى كه شروع كرد، آن هم در اوضاع آن روز لبنان كه شمه‏ اى از آن را شنيديد، بيشتر آشنا مى كردند. اما فكر مى ‏كنم كه مسئولان همايش با اين مشكل روبرو هستند كه ابعاد زندگى امام موسى صدر بسيار زياد و متنوع است و اگر بخواهند كه هر جنبه‏ اى از زندگى او را به تنهايى معرفى كنند، جنبه‏هاى ديگر ناگفته مى ‏ماند. به همين علت در آغاز صحبت خود از برگزار كنندگان همايش، از دانشگاه مفيد، از مؤسس دانشگاه، از مؤسسه امام صدر تشكر و قدردانى مى ‏كنم. گرچه اين برگزارى قدرى دير است ولى زمينه ‏اى است كه از ياوران، از دانشمندان، از بزرگ شدگان، از تحصيل كردگان حوزه ياد شود. فرصتى است تا بازشناسى شوند. شكر نعمت خدا را به جا مى ‏آوريم و امروز جاى شكر است كه بعد از 20 سال رسانه‏هاى ما از امام موسى يادي كردند، او را تمجيد كردند، و شمه‏اى از احوال و اخبارش را ارائه كردند. يكى از بركات اين همايش اين بود كه علاوه بر شناخت ويژگي هاى شخصى، فرهنگى و اجتماعى امام موسى صدر، علاوه بر آشنا شدن اوضاع روز حوزه علميه و بعد لبنان، اطلاعاتى در مورد حيات امام موسى صدر - اطلاعات جديدى توسط عزيزانى كه اين جا صحبت كردند: آقاى شيخ حيدر، آيت اللَّه آصفى و نماينده مركز امام صدر مطرح شد و يادآورى مى ‏كنم كه در آبان گذشته در لبنان كه هر ساله به مناسبت ناپديد شدن امام موسى صدر همين نوع همايش علمى برگزار مى ‏شود، در آن جا هر ساله موضوعى را مطرح مى ‏كنند تا ديدگاه ها و تحولات و تأسيساتى كه امام موسى صدر در آن زمينه پديد آورده مطرح شود. در آبان گذشته موضوع همايش حقوق بشر از ديدگاه اسلام و امام موسى صدر بود. در پايان شركت كنندگان كه بسيارى از آنان مسيحى يا مسلمان هاى غير شيعى بودند از آن همايش درخواست كردند كه در مجامع بين ‏المللى و از جمله در سازمان ملل موضوع ناپديد شدن امام موسى صدر را پيگيرى كند. از اين فرصت استفاده و با تشكر مجدد از مؤسسان و برگزاركنندگان همايش، پيشنهاد مى كنم كه در بيانيه يا قطعنامه ‏اى كه در پايان صادر مى ‏شود، اين موضوع را درج كنند و پيگيرى قضيه امام موسى صدر را از دولت محترم و محبوبمان درخواست كنيم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  | 

غايب حاضر

به نقل از کتاب "نای و نی " از مجموعه  " در قلمرو  اندیشه امام موسی صدر "

صفحه 303 تا 306

ترجمه شادروان علی حجتی کرمانی

 

 امام موسى صدر اين متن را به مناسبت هفتمين سالگرد درگذشت علاّمه سيد عبدالحسين شرف‏الدين در تاريخ 1/1/1965نوشته است.

 

روزها و سالها بيهوده كوشيدند تا تو را از قلبهاى ما دور نگه دارند. اى غايب بزرگ، پس از دفن تو خاك خواست چهره نورانى‏ات از زندگى ما پنهان شود. تحولات و تغييرات عميقى كه در جامعه ما رخ داد و همه چيز را دگرگون ساخت، خواستند آثار گران ‏قدر تو را از ميان ما بردارند. اين عوامل به عبث كوشيدند كه خاطره پرشكوه تو را از ذهن ما بزدايند. على ‏رغم همه اينها، تو هم‏ اكنون در ميان ما و با مايى. در نزد ما حضور دارى، راهمان را روشن مى ‏سازى، ارشاد و هدايتمان مى ‏كنى و به اعمال و رفتارمان بركت مى ‏بخشى.

تو اى ناپيداى حاضر، ما صداى لطيف و دلنشينت را مى ‏شنويم كه به نيكی ها امر و از بدي ها نهى مى ‏كنى. چهره نورانى و خسته‏ات را مى ‏نگريم كه در روزهاى سخت بر ما نور مى ‏تاباند و اين روزها را سرشار از اميد و نشاط مى ‏كند و، در شبهاى هولناك و وحشت‏زا، به خشوع و نمازمان برمى‏ انگيزاند. در هر مصيبت و بحرانى دستهاى باز و مهربانت را مى‏ گيريم و در محنتها و نبردها تپش تند قلبت را مى ‏شنويم. سخنان جاويدانت گوش فلك را پر كرده و به ما قواعد پيمودن راه راست را عطا مى ‏كند. كتابهاى پرمحتوايت، چونان پرچمى بر بام بلند جهان اسلام، از اندونزى تا غنا و از قاهره تا سومالى برافراشته شده و در اهتزاز است. اين قهرمانيهاى تو بود كه وجدان هم ‏ميهنانت را بيدار ساخت و به حركت درآورد و ايشان را به سوى قيام براى خدا، مَثْنى و فرادى، فراخواند.

اين اخلاق پيامبرگونه تو بود كه متعهدان و بزرگان را به لرزه انداخت و به ايشان راه راست و طريق نمونه را ارائه كرد. اين كوششهاى شامخ و گران‏قدر تو در دانشكده جعفريه است كه هر صبح و شام فرياد برمى‏ آورد و بر ما در مسير تحمل مسئوليتهاى خطيرمان نهيب مى‏ زند و سنگينى بار امانت را گوشزدمان مى ‏كند و به قلبهايمان الهام مى‏دهد كه هان، بايد علما اين‏چنين عمل كنند: «هكذا فليعمل العالمون.» بالاخره اين نيروى ايمان قدرتمند، بلند و برانگيزاننده تو بود كه راهها را يكى پس از ديگرى برايمان باز كرد و به پيشمان خواند و به سوى آسمان عروج مان داد. پيشواى من، خاندانت تو را پدرى عطوف و مهربان مى ‏شناختند. در خانه‏ات از همگان، از هر جا و از هر مكان، پذيرايى مى ‏كردى. اصحاب و دوستانت تو را مربى و مرشدى مى‏ شناختند كه حتى لحظه‏اى از اندرز و نصيحت و هدايت باز نايستاد، و كشورت تو را مصلحى مى ‏شناسد كه امر به معروف و نهى از منكر مى ‏كرد و شعاير اسلامى را برپا مى ‏داشت، مظلوم و ستمديده را يارى و در ميان مردم بر اساس قسط و عدل داورى مى ‏كرد. وطن تو را قائد و پيشوايى انقلابى و مبارزى مى ‏شناخت كه در راه نبرد با استعمار همه سعى و توان خويش را مبذول داشته و از جبروت و تفرعن استعمارگران و حيله و مكر دشمنان هراسى به دل راه نداده و در برابر جنگ سرد دشمن داخلى مردانه مقاومت كرده است. جهان تو را خورشيدى مى‏شناخت كه افق هاى دور و گسترده را روشن ساخته و از راه انتشار رساله ‏ها و كتابهاى ارزشمند به همه جهان روايت حق و داستان زندگى ايده‏ آل را برشمرده است. تاريخ تو را صفحه تابناكى شناخت كه در آن هيچ‏گونه ابهام و تحريفى نبود، مطْلع فصلى بى ‏مغالطه و مدخل كتابى كه در آن  ميانِ واقع و وهم فرق گذارده بود. هم‏ اكنون تو در پيشگاه خداوند به آنچه به تو عطا شده است خشنود و متنعّمى و به آنان كه هنوز به تو ملحق نشده‏ اند بشارت‏ دهنده ‏اى. تو آفريننده، مبدع و مبتكر بودى و به زندگى جاويد و ابديت پيوستى.

مولاى من، انديشه‏هاى تابناكت را در كتابهاى جاويدانت منعكس و به ما هديه كردى. همه نيرويت را به مؤسسات عظيم خود منتقل و ما را از آنها بهره ‏مند ساختى. احساسات ظريف و عواطف دقيق و روحيات ژرفت را به ما انتقال دادى و مفاسد و امور ما را اصلاح و كمبودهاى جامعه ما را جبران كردى. اخلاق گرامى و عظيم تو در پيشرفت حق، شكوه و گستردگى زيباييها، آرامش و سكون دلها، تسلّى و سكينه قلبهاى محزون، آسايش پناهندگان و اصلاح ميان مردم، تبلور يافته است. كل وجودت اينك در كمال جامعه ما تجسم يافته و تو هرآنچه داشتى به ما بخشيدى. پيكر پاك و خسته و رنج‏ديده‏ات را به زادگاه علمت، باب مدينة العلم، به شهر نور و ولايت، به نجف اشرف، حمل كردند تا دلهاى ما را همواره مجذوب و از رابطه عميق ايمانى ما در تمسك به كشتى نجات و يكى از ثقلين صيانت كنى. تو رفتى، اما پس از آنكه همه چيز به ما دادى. تو، در حيات و ممات، بزرگ و عالى ‏قدرى. سراسر زندگى ‏ات براى مردم اسوه و نمونه بود، آن طور كه مرگت نيز الگو شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ارمیا معمر  |